خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





دانسفهان میراث هزاره ها-تات میراث هزاره ها قدمت دانسفهان تاریخ دانسفهان پیشینه دانسفهان فرهنگ دانسفه

    دانسفهان میراث هزاره ها-تات میراث هزاره ها قدمت دانسفهان تاریخ دانسفهان پیشینه دانسفهان فرهنگ دانسف

    دانسفهان میراث هزاره ها-تات میراث هزاره ها قدمت دانسفهان تاریخ دانسفهان پیشینه دانسفهان فرهنگ دانسفهان
     
    موقعیت جغرافیایی دانسفهان:
     
    دانسفهان درجنوب استان ودشت قزوین قرار دارد وبر سر محورهای ارتباطی مهم و ترانزیتی قرار گرفته که شامل موارد زیر میباشد.
     
    1- آزاد راه  تهران- همدان  2- جاده ترانزیتی تبریز - اصفهان
     
    دانسفهان از شمال به تاکستان از جنوب به کوههای رامند -ازشرق به بویین زهرا واز غرب به آوج منتهی
     
    میشود.
     
    دانسفهان امروز بین شهرهاوروستاهای اطراف خصوصیات یک متروپلیس را دارا میباشد.
     

    . قدمت دانسفهان به بیش از دوهزارسال میرسد.دردوران مختلف دانسفهان حوادث مختلفی را به خوددیده

    است.

    ازجمله زلزله سال 1341 وسال 1255 هجری خورشیدی دانسفهان.

     

    خمیرمایه ی حیات دردانسفهان قدیم وابسته به قنات لاو بوده که قدمت آن به بیش از دوهزارسال میرسد.

    دردامنه های کوه رامند دربالای دانسفهان قله ای است که مردم به آن ماجاوء کوه میگویند و در قسمت شرق

    قله رامند کوهی است که دانسفهانیان بدان دولدول بند میگویند ومعتقدندکه امام علی ع  اسب خودرامدتی به

    سنگی بسته ودرآن منطقه ماندگاربوده است .

    این دو جا یعنی ماجاوء کوه ودول دول بند درنزد دانسفهانی های گذشته وحتی امروز دارای ارزش واحترام بوده

    واست . مردم این منطقه و مناطق اطراف آن به زبان تاتی صحبت می‌کنند.

     

     

    تپه ی دانسفهان دونسبون تپه

    تپه ی دانسفهان دربالای دانسفهان امروزی ودرشرق دانسفهان قدیم (قبل اززلزله) قراردارد.قدمت تپه ی

    دانسفهان به دوران حکومت هخامنشی ودوران ساسانی برمی گرددوآثاری ازهمین دوران مورداشاره یعنی قبل ازاسلام درآن بدست آمده است.

     

    درداخل دانسفهان قدیم قلعه ای مخروبه قرارداشته به نام قالابونی یا قلابونی.(ghalaboni) یعنی قلعه بانی

    ومرکزحکومت دانسفهان درهزاره های دور.پس باتوجه به مواردگفته شده میتوان دریافت که قدمت دانسفهان

    وتاریخ تمدن دانسفهان به هزاره های گذشته بازمی گردد.

    دانسفهان قدیم دارای چند دروازه دراطراف بوده است به قرار زیر :

    1- قم راه  راه قم -دروازه ی قم

    2- خیاره راهه- دروازه خیارج

    3-خوزنین راهه- دروازه خوزنین

    4-لاو راهه - دروازه قنات لاو

    5-سیرزاوه راهه- دروازه سگزآباد

    6-بیرماوه راهه- راه ودروازه ابراهیم آباد

    وچندین راه ودروازه ی دیگر

    ازاین دروازه ها به طورشبانه روزی مراقبت و از افراد نا آشنا تفتیش میشده است.

     

    لباس مردم دانسفهان درگذشته های دور:

     

    پوشاک مردان دانسفهان


    استفاده از کلاه در گذشته بین مردان بسیار متداول بود و هر شخص به فراخور شغل و نیز وضعیت اقتصادی از نوعی کلاه استفاده می‌کرد.
    پیراهن‌ها معمولاً به رنگ سفید و ساده تهیه می‌گردید و تکمه یقه آن بر شانه چپ بسته می‌شد. در میان سینه چپ از شانه تا زیر سینه چاکی داشت. پس از آن پیراهن هایی با یقه‌های بلند به نام یقه قزاقی متداول شد و سپس یقه ملایی جای آن را گرفت. تن پوش دیگری که مردان دانسفهانی استفاده می‌کردند، ار خالق بسیار بلندی بود که تا انتهای پا می‌رسید. یقه آن ایستاده و جلو باز بود. در ناحیه کمر تنگ، و دامن آن بسیار گشاد بود و در دو پهلو دارای چاک که تا کمر می‌رسید. شلوار افراد کم در آمد از کرباس به رنگ آبی یا مشکی بود. بلند و گشاد و در لیفه آن از بند استفاده می‌کردند. بند تنبان از نخ پنبه بافته می‌شد. اشخاص اعیان از شلوارهای دکمه ای استفاده می‌کردند.
    اغلب مردان در گذشته گیوه به پا داشتند به نام پجار که در فصل تابستان مورد استفاده قرار می‌گرفت. اشخاص اعیان گیوه‌های بسیار ظریف و مرغوب‌تری می‌پوشیدند که به گیوه ملکی معروف بود.


    پوشاک زنان دانسفهان


    در گذشته زنان دانسفهانی زیر پیراهن خود شلیته به پا می‌کردند، به طوری که یک وجب و یا حتی کمتر از دامن بیرون می‌آمد. جنس پارچه آن اغلب ململ، چیت کرباس و در انواع ساده و متنوع گلدار و یا مشکی انتخاب می‌شد. جوانان اغلب روی شلیته با نخهای رنگی گلدوزی می‌کردند. شلیته گلدار جوانان دارای سجاف پهن بوده است و انواع دیگر به جای سجاف لیفه دار بوده و برای شلیته لیفه دار از پارچه ای ضخیم و سنگین مانند مخمل ترمه و تافته ابریشمی و … استفاده می‌کردند.
    قسمت پایین شلیته را با دست دوخته و به حالت تزیین بوده که به آن دالبر و  دندان موشی گفته می‌شد.
    یل یا نیم تنه دانسفهان که حدوداً صد سال پیش در بین مردم متداول بوده با استفاده از پارچه ترمه با آستری از پارچه تافته به رنگ کرم تهیه می‌شده که در قسمت جلو هیجده دکمه فلزی پی در پی روی آن دوخته می‌شد. زنان در زیر شلیته خود شلوارهایی به رنگ مشکی می‌پوشیدند که دمپای آن تنگ بود و بالای آن فراخ. این شلوار داری یقه بود و آن را با بند تنبان می‌بستند. پاپوش زنان نیز به فراخور وضع مالی خانواده دارای انواع مختلف بوده که در تابستان گیوه‌های ظریف می‌پوشیدند. زنان  از کفشهای چرمی با مدلهای متداول در زمان خویش استفاده می‌کردند.
    به جز انواع پوششی که ذکر آنها رفت، انواع دیگر نیز در منطقه استفاده می‌شده است. از جمله:  جومه، کراس، شگ، کول چوغا، قرقره تمبون، دراز تنبون و….

     

    آنچه مسلم است اين است كه دانسفهان قدمتي ديرين دارد . بیش از  2000سال در زمان دورة پادشاهي مادها كه سگكان و تازيان هم در آن دوره زندگي مي كردند كه از باقيماندة سگكان مردم خونگرم سگزآباد را مي توان نام برد. دانسفهان كه در آن زمان  جنبة شهري داشته كه به آن دِه عثمان مي گفتند و به نقلي در آن زمان دو مركز علمي و دانشگاهي وجود داشته كه يكي جندي شاپور كنوني است و ديگر دانشمان بود كه دانسفهان كنوني است.

          دانسفهان قديم در دوران زرتشت مركز تعليم و تربيت دين زرتشت بوده است و به همين خاطر آنجا را دان سه پندان مي گفته اند، آن اشاره است بر سه پند زرتشتيان كه كردار نيك ، پندار نيك و گفتار نيك . مي توان گفت كه روزگاري زرتشتيان اهالي دانسفهان را تشكيل مي داده اند و به همين خاطر كه مركز علم بوده است. حتی اگرامروزنیزبه ارتفاعات رامندسفرکنیدبرروی قله ای که دراصطلاح مردم دانسفهان به کله قندی یا(ماجاوء کوه)مشهوراست آثارمربوط به آتشکده را می توان دید.

    لاو دانسفهان

     

     

    زبان دانسفهان میراث هزاره ها - تات میراث هزاره ها

    بنابرپژوهشهای استادابراهیم پور داوود اوستا شناس معروف زبان تاتی بازمانده زبان اوستایی است که حضرت زرتشت پیامبر در12هزارسال پیش اشعار آیینی خودراکه مشهوربه اوستا میباشد به این زبان سروده است وتنهازبانیست که واژه های گمشده ی اوستایی رادراین زبان می توان پیدا کرد.

    استاداحسان یارشاطر درکتاب دایره المعارف ایرانیکا یادآورمی شودکه زبان تاتی مادر زبانهای شمالغرب ایران میباشد.

    دراینجا دوباره یادآورمیشویم که تاتی زبان است ولهجه نیست.

    زمانی که باسقوط ساسانیان ایران جولانگاه اعراب گردید عربها به ایرانیان لقب تاتیک (تاجیک) داده بودند که به معنای غیرعرب وغیر ترک بوده وایرانی معنا میداده است.

    دراینجا به دو مورد از لغات تاتی که درقرآن نیز به کاررفته اشاره میکنیم

    1- لغت جناح که به معنی گناه میباشد

    2-  لغت سجیل که معرب سنگ و گل وبه تاتی سنج وجل می باشد

    همچنین گفته شده که امام علی ع دریکی از جلسات مشورتی خود بامردم پس از پایان فرمایشاتشان میگویند ( آرو ت را وسه) . حاضران از معنی این اصطلاح می پرسند وامام در جواب میگویند که این جمله به زبان مردمانی ازدیار دانصفهان رامند پارس است و معنی اینست ( برای امروز کافیست)  منبع: بحارالانوار جلد41   بند 28

    نویسنده : مهدی فرخ زاد  کارشناس تاریخ دانسفهان

     

    علت نابودی آثارتاریخی دانسفهان:

    درباره ی عوامل نابودشدن بناهای تاریخی دانسفهان مواردمختلفی گفته شده است امااگر اندکی درباره ساختارتکتونیکی دانسفهان تحقیق کنیم میبینیم که تکتونیک صفحه ای  یا گسل دانسفهان یکی از فعالترین گسلهای منطقه و حتی ایران میباشد.

     دانسفهان همیشه درطول تاریخش باقهرطبیعت روبرو بوده وزمین لرزه (زلزله) جزئی جدایی ناپذیر دانسفهان بوده وبه طورمیانگین هر۸۰ تا ۱۰۰ سال زلزله ی بین ۵/۶  تا۵/۷ ریشتردانسفهان راتکان داده است وهربارتلی ازخاکستررا برپانموده ودانسفهان متمدن را هربار تبدیل به ویرانه ساخته است.

    از نمونه های بارز زلزله در دانسفهان میتوان به موارد زیر اشاره کرد.

    ۱- زلزله دهم شهریور سال ۱۳۴۱ هجری خورشیدی در دانسفهان باویرانی ۱۰۰ درصد

    ۲- زلزله زمستان ۱۲۵۵   هجری خورشیدی در دانسفهان با ویرانی ۱۰۰ درصد

    ۳- زلزله سال  ۱۱۵۰  هجری خورشیدی  دانسفهان با خشک شدن یک هفته ای قنات لاو

    ۴- زلزله سال ۱۰۲۵ هجری خورشیدی دانسفهان همراه با آتش سوزی گسترده انبارهای کاه وکلش که علت اصلی آتش سوزی میتواند صاعقه ورعدوبرق پس از زلزله باشد

     

    دانسفهان و مواجهه با هجوم اقوام بیگانه درطول تاریخ:

    هجوم دشمنان خارجی همیشه یکی از دقدقه های مردم درطول تاریخ بوده است.

    دانسفهان وتمدن آن نیزاز این هجوم درامان نمانده. آورده اند که درقرن ۷ هجری قمری زمانی که مغولان به ایران رخنه کرده بودند وبا توجه به اخباری از دانسفهان مبنی برسرشاربودن دانسفهان از قله های گندم وجو وبادام وگردو به مغولان رسیده بود مغولها تصمیم میگیرند که به دانسفهان حمله وآن راغارت کنند . لذا لشگری از سربازان مغول از مراغه راهی دانسفهان میشوند.

    مردم دانسفهان که دررابطه باهجوم بیگانگان تجربه ی خوبی داشته اند ازمدتها پیشتر تونل یا غار بسیار بزرگی در زیر خانه های مردم حفر وکنده بوده اند وتقریبا تمام خانه های مردم با دهلیز وکانالی مخفی از درون خانه با این تونل وصل میشده است.لذا درهنگام خطر جنگ مردم دانسفهان به طور نامحسوس به داخل تونل رفته وراه ارتباطی را مسدود مینموده اند. ودرهنگام یورش مغولان به دانسفهان این بار نیز مردم به داخل غار وتونل میروند ومغولان به دانسفهان می آیند ومدتی غارت میکنند وازاینکه دراین روستا اثری از آدمیزاد نیست دچار خوف و ترس میشوند وبه سرعت منطقه دانسفهان رابه سمت مراغه ترک میکنند وبدین ترتیب به هیچ یک از شهروندان دانسفهان در ۷۰۰سال پیش ازجانب مغولها آسیبی نمیرسد.

                                     نویسنده:  مهدی فرخ زاد

    کارشناس تاریخ وجغرافیا در دانسفهان

          دانشمندان و شاعران بزرگي بر دانسفهان سفر كرده اند از جمله ابوعلي سينا - طبيب بزرگ -چند روزي را در دانسفهان و به مداواي بيماران گذرانده است

          همچنين بابا طاهر عريان كه براي رفتن به قم و اطراف آن مسافرت كردند گويند چند باري را از كنار رامند گذشته و بر دانسفهان هم رفته براي آشنايي با لهجة تاتي كه شباهت زيادي به لهجة لري كه همان لهجة بابا طاهر عريان بوده است دارد.

     

     قنات لاو شهر دانسفهان قدمت بیش از2000سال

     

     نویسنده : مهدی فرخ زاد از دانسفهان

    [ دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 18:14 ] [ مهدی فرخ زاد ]
    اماکن دیدنی دانسفهان

    ۱-قنات های ( لاو  قدمت۲۰۰۰سال- نوران۸۰۰سال - سرهنگ آباد۸۰سال)

    ۲-کوچه باغهای دانسفهان+باغستانهای انگور -بادام- و گردو

    ۳-امامزاده منور خاتون علیهاسلام خواهر امام رضا ع

    ۴-ارتفاعات رامند با۲۵۸۳مترارتفاع وچشمه های آب سرد آن

    ۵-قله ی کله قندی یا به اصطلاح دانسفهانیها (ماجاوکوه) که درنوک آن آثارمربوط به دوره ساسانی ازجمله آتشکده دان سه پندان (دانسفهان)درآن دیده میشود

    ۶-میدان امام حسین ع محله هموار

    ۷-میدان سیداحمدخمینی

    ۸-سالن های ورزشی ازجمله کیک بوکس-باستانی-فوتسال و...

    ۹-پاساژها ومراکزخرید طلا-فرش-لباس ولوازم خانگی و...

    ۱۰-نمای زیبای شهری بی نظیربه لحاظ مهندسی شهرسازی

    ۱۱-ورودی دانسفهان وبوستان خلیج فارس

    ۱۲-روستاهای اطراف بالای دانسفهان دردامنه ی رامند

    ۱۳-طبیعت وحشی در ارتفاعات رامندوجلگه های مجاورآن شامل(گرگ پاسفید+گرگ خاکستری+کفتار+سگ وحشی+شغال+روباه+سنجاب زمینی(خدنگ)+موش صحرایی+بزکوهی+خارپشت۰تیرانداز بزرگ+هوبره+باقرقره+کبک+کلاغ سیاه-کلاغ خاکستری+عقاب+قرقی+و...  البته بنا به گفته ی برخی اهالی گونه ای از پلنگ نیزدرارتفاعات رامنددیده شده است.

    نمایی از میدان امام حسین دانسفهان محله درزی ها

     

    گردآورنده : مهدی فرخ زاد

     

     

    گردآورنده مهدی فرخ زاد از شهر دانسفهان

    [ یکشنبه چهارم فروردین ۱۳۹۲ ] [ 12:16 ] [ مهدی فرخ زاد ]
    تاریخچه وقدمت دانسفهان

     

    دانسفهان
    دانسفهان
    و غیره برای این منطقه">شرقی‌″۳۸ ′۴۴ °۴۹ شمالی‌″۴۸ ′۴۸ °۳۵ / و غیره برای این منطقه">°۴۹٫۷۴۳۸۴شرقی °۳۵٫۸۱۳۳۹شمالی
    اطلاعات کلی
    کشور  ایران
    استان قزوین

    شهرستان

    بوئین‌زهرا

    مردم

    شهر  دانسفهان

    زبان‌ گفتاری

    تاتی

          موقعيت جغرافيايي دانسفهان:

    دانسفهان در كوهپاية شمالي رامند و در ۶۵كيلومتري جنوب قزوين و در ۳۰كيلومتري غرب بويين زهرا واقع شده است كه از جنوب به رشته كوههاي رامند و روستاهاي سوراوجين و بند سر و از شمال به روستاي خوزنين و قلعة هاشم خان و از طرف غرب به روستاي خيارج و از طرف شرق به روستاي قشلاق و نوده و سگزآباد منتهي مي شود.

    موقعیت ریاضی دانسفهان

     

     

    عنوان دانسفهان (All coordinates)
    مختصات 35° 48′ 48.2″ N, 49° 44′ 37.82″ E اعشاری 35.81339°, 49.74384°
    یو.تی.ام 3963979 386516 39S مقاله‌ها 35 degrees N

     بخش رامند با  مركزيت دانسفهان با مساحت 491.4 كيلومتر مربع با تراكم جمعيت 37.89 كيلومتر مربع كه جمعا داراي ۲۵619 نفر جمعيت مي باشد

    تاريخچة دانسفهان:

    شهر دانسفهان

    شهر دانسفهان مركز بخش رامند بوده و در جنوب استان قزوین و در

    دامنه كوههاي رامند بر سر سه راهي مهم و ترانزيتي قرار گرفته ، كه از طرف شمال و شمال غربي به تاكستان .زنجان.تبریز.و از سوي شرق به شهرهاي بويين زهرا و ساوه- اشتهارد  و کرج و  تهران متصل و محدود مي شود .

    اين شهر داراي ۱۲۳۵۲ نفر جمعيت بوده ، و فاصله آن تا مركز شهرستان 33 كيلومتر است . زبان  مردم شهر دانسفهان تاتی است و نسبت به ساير مناطق تات نشين اين شهرستان اندكي متفاوت است ، شهرك صنعتي تازه تاسيس اين شهر موجب مهاجرت اقوام مختلف به اين منطقه شده است كه آمارشان از لحاظ كمي قابل توجه نمي باشد و از آثار تاريخي اين شهر مي توان از تپه دانسفهان نام برد .

    تاريخچة اصلي دانسفهان و اسم اصلي آن معلوم نمي باشد ولي از روي آثار و نقل و قولهاي قدما و بعضي از كتابهاي تاريخي براي دانسفهان گفته مي شود كه به اختصار يكي دو مورد آنها را بيان مي كنيم.

    آنچه مسلم است اين است كه دانسفهان قدمتي ديرين دارد . نزديك به 2000سال در زمان دورة پادشاهي مادها كه سگكان و تازيان هم در آن دوره زندگي مي كردند كه از باقيماندة سگكان مردم خونگرم سگزآباد را مي توان نام برد. دانسفهان كه در آن زمان مركز حكومت عثمان بوده و جنبة شهري داشته كه به آن دِه عثمان مي گفتند و به نقلي در آن زمان دو مركز علمي و دانشگاهي وجود داشته كه يكي جندي شاپور كنوني است و ديگر دانشمان بود كه دانسفهان كنوني است.

          دانسفهان قديم در دوران زرتشت مركز تعليم و تربيت دين زرتشت بوده است و به همين خاطر آنجا را دان سه پندان مي گفته اند، آن اشاره است بر سه پند زرتشتيان كه كردار نيك ، پندار نيك و گفتار نيك . مي توان گفت كه روزگاري زرتشتيان اهالي دانسفهان را تشكيل مي داده اند و به همين خاطر كه مركز علم بوده است. حتی اگرامروزنیزبه ارتفاعات رامندسفرکنیدبرروی قله ای که دراصطلاح مردم دانسفهان به کله قندی یا(ماجاوء کوهشهوراست آثارمربوط به آتشکده را می توان دید.

    زبان دانسفهان

    بنابرپژوهشهای استادابراهیم پور داوود اوستا شناس معروف زبان تاتی بازمانده زبان اوستایی است که حضرت زرتشت پیامبر در12هزارسال پیش اشعار آیینی خودراکه مشهوربه اوستا میباشد به این زبان سروده است وتنهازبانیست که واژه های گمشده ی اوستایی رادراین زبان می توان پیدا کرد.

    استاداحسان یارشاطر درکتاب دایره المعارف ایرانیکا یادآورمی شودکه زبان تاتی مادر زبانهای شمالغرب ایران میباشد.

    دراینجا دوباره یادآورمیشویم که تاتی زبان است ولهجه نیست.

    زمانی که باسقوط ساسانیان ایران جولانگاه اعراب گردید عربها به ایرانیان لقب تاتیک (تاجیک) داده بودند که به معنای غیرعرب وغیر ترک بوده وایرانی معنا میداده است.

    دراینجا به دو مورد از لغات تاتی که درقرآن نیز به کاررفته اشاره میکنیم

    1- لغت جناح که به معنی گناه میباشد

    2-  لغت سجیل که معرب سنگ و گل وبه تاتی سنج وجل می باشد

    همچنین گفته شده که امام علی ع دریکی از جلسات مشورتی خود بامردم پس از پایان فرمایشاتشان میگویند ( آرو را وسه) . حاضران از معنی این اصطلاح می پرسند وامام در جواب میگویند که معنی اینست ( برای امروز کافیست) واین زبان مردمان دانصفهان پارس میباشد. ( منبع: بحارالانوار جلد41 صفحه28 باب معجزات کلام 114)

    نویسنده : مهدی فرخ زاد

     

    علت نابودی آثارتاریخی دانسفهان:

    درباره ی عوامل نابودشدن بناهای تاریخی دانسفهان مواردمختلفی گفته شده است امااگر اندکی درباره ساختارتکتونیکی دانسفهان تحقیق کنیم میبینیم که تکتونیک صفحه ای  یا گسل دانسفهان یکی از فعالترین گسلهای منطقه و حتی ایران میباشد.

     دانسفهان همیشه درطول تاریخش باقهرطبیعت روبرو بوده وزمین لرزه (زلزله) جزئی جدایی ناپذیر دانسفهان بوده وبه طورمیانگین هر۸۰ تا ۱۰۰ سال زلزله ی بین ۵/۶  تا۵/۷ ریشتردانسفهان راتکان داده است وهربارتلی ازخاکستررا برپانموده ودانسفهان متمدن را هربار تبدیل به ویرانه ساخته است.

    از نمونه های بارز زلزله در دانسفهان میتوان به موارد زیر اشاره کرد.

    ۱- زلزله دهم شهریور سال ۱۳۴۱ هجری خورشیدی در دانسفهان باویرانی ۱۰۰ درصد

    ۲- زلزله زمستان ۱۲۵۵   هجری خورشیدی در دانسفهان با ویرانی ۱۰۰ درصد

    ۳- زلزله سال  ۱۱۵۰  هجری خورشیدی  دانسفهان با خشک شدن یک هفته ای قنات لاو

    ۴- زلزله سال ۱۰۲۵ هجری خورشیدی دانسفهان همراه با آتش سوزی گسترده انبارهای کاه وکلش که علت اصلی آتش سوزی میتواند صاعقه ورعدوبرق پس از زلزله باشد

     

    دانسفهان و مواجهه با هجوم اقوام بیگانه درطول تاریخ:

    هجوم دشمنان خارجی همیشه یکی از دقدقه های مردم درطول تاریخ بوده است.

    دانسفهان وتمدن آن نیزاز این هجوم درامان نمانده. آورده اند که درقرن ۷ هجری قمری زمانی که مغولان به ایران رخنه کرده بودند وبا توجه به اخباری از دانسفهان مبنی برسرشاربودن دانسفهان از قله های گندم وجو وبادام وگردو به مغولان رسیده بود مغولها تصمیم میگیرند که به دانسفهان حمله وآن راغارت کنند . لذا لشگری از سربازان مغول از مراغه راهی دانسفهان میشوند.

    مردم دانسفهان که دررابطه باهجوم بیگانگان تجربه ی خوبی داشته اند ازمدتها پیشتر تونل یا غار بسیار بزرگی در زیر خانه های مردم حفر وکنده بوده اند وتقریبا تمام خانه های مردم با دهلیز وکانالی مخفی از درون خانه با این تونل وصل میشده است.لذا درهنگام خطر جنگ مردم دانسفهان به طور نامحسوس به داخل تونل رفته وراه ارتباطی را مسدود مینموده اند. ودرهنگام یورش مغولان به دانسفهان این بار نیز مردم به داخل غار وتونل میروند ومغولان به دانسفهان می آیند ومدتی غارت میکنند وازاینکه دراین روستا اثری از آدمیزاد نیست دچار خوف و ترس میشوند وبه سرعت منطقه دانسفهان رابه سمت مراغه ترک میکنند وبدین ترتیب به هیچ یک از شهروندان دانسفهان در ۷۰۰سال پیش ازجانب مغولها آسیبی نمیرسد.

                                     نویسنده:  مهدی فرخ زاد  دانسفهان

          دانشمندان و شاعران بزرگي بر دانسفهان سفر كرده اند از جمله ابوعلي سينا - طبيب بزرگ -چند روزي را در دانسفهان و به مداواي بيماران گذرانده است

          همچنين بابا طاهر عريان كه براي رفتن به قم و اطراف آن مسافرت كردند گويند چند باري را از كنار رامند گذشته و بر دانسفهان هم رفته براي آشنايي با لهجة تاتي كه شباهت زيادي به لهجة لري كه همان لهجة بابا طاهر عريان بوده است دارد.

    چينه شناسي شهر دانسفهان از يك طرف زير ساخت چينه شناسي آن تشكيلات دوران مختلف زمين شناسي را مشخص مي سازد اين سازنده ها بوسيلة سازنده هاي كواترنري پوشيده شده است . اين سازنده در زير بنايي شهر به دوران دوم دورة زمين شناسي مي رسد.

    منطقه كلاً از تشكيلات دوران سوم از ترشياري قديم و جديد تشكيل شده اسنت كه به طور دقيق به اليگوسن و ميوسن نسبت داده مي شود و از ديدگاه زمين شناسي منطقه اطراف كانسار به طور كلي سنگهاي آذرين خروجي مهار كرده اند ، منطقة جنوب داراي تشكيلات قرمز رنگ رس با آندزيت و بازالت و همچنين ماسه سنگها مشاهده مي شوند و اين تشكيلات به صورت تاقديس و ناوديس قرار گرفته اند و خصوصيات منطقه گسلي مي باشد و اطراف محدوده كانسار فقط تشكيلات آذرين مشاهده مي شود.

          در اين رابطه پراكندگي كاني كائولينيت بهترين نمونه است . علت پراكندگي كائولينيت احتمالاً مربوط به نا هماهنگي سنگهاي منطقه و درهم شدن آنهاست.

          تاريخچۀ روستا.شهر دانسفهان:

         .

        نام دانسفهان :

          در مورد نام دانسفهان نقل قولهاي مختلفي وجود دارد كه همگي از بين عامه مردم جمع آوري شده و هيچ نوشته اي دال بر صحت اين گفته ها وجود ندارد.

          قول اول اين است كه: روزگاري دين زرتشت در اين خطه رونق داشته و به همين دليل ، روستا دان سه پند نام داشته است كه اشاره به سه پند زرتشتيان : كردار نيك ، پندار نيك و گفتار نيك دارد.

          قول دوم اين است كه : نام روستا دانسپندار است كه بعضي آن را دانسپهدار مي گفتند كه از نام فرشته اي مقرب درگاه خداوندي اخذ شده است.

          قول سوم اين است كه در اين منطقه به سبب فراواني اسفند اين نام را براي آن برگزيده اند.

         قول ديگر اين است كه: چون تازيان در زمان خليفة دوم بر اين مكان استيلا يافتند نام اين روستا ده عثمان بود كه در اثر گردش روزگار تغيير شكل يافته است.

          و بالاخره قول آخر اين است كه مركز علمي به نام دانشمان

    بوده و به مرور زمان تغيير يافته است. به هر صورت نام اين روستاي قديمي و شهر نو پا “ دانسفهان“ است كه در كتابها به صورت “ زدانسقان“  دانسبان،“ دان اصفهان“، “ دانسپهان“ ،“ اسفقنان“ و به لهجة اهالي “ دُنسبُن“ آمده است.

          دانسفهان قبل از زلزله 1341:

          هر عابري كه از دامنة پر شكوه رامند از راههاي پر پيچ و خم و مالروي قديم از كنار باغهاي سرسبز و درختان كهنسال گردو كه روزگاري دراز ، قامت برافراشته و نسل به نسل بر و ميوه داده اند عبور كرده باشد ويرانه اي با پستي و بلنديهاي بسيار مشاهده كرده است.

    قبل از اینکه عکسهای غم انگیز زلزله دانسفهان را ببینیداز شماپوزش می طلبیم.

    این عکسها از آرشیوصداوسیما وهمچنین سایت بهبودی دریافت شده است.

    عکس های زلزله دانسفهان ۱۳۴۱ نویسنده :مهدی فرخ زاد

     

    عکس زلزله دانسفهان ۱۳۴۱

    عکس زلزله دانسفهان ۱۳۴۱

    دراین عکس که مربوط به خانه های ضلع غربی قنات لاو دانسفهان(باغچه)می باشد. کوه رامنددرانتهای تصویرخودنمایی میکند.

    دراین تصویربنا به قول بیشتربینندگان این زن و شوهر مرحومان ابراهیم درزی وخاتون درزی میباشند.

     عکس زلزله دانسفهان ۱۳۴۱

                                          بناهاي آباد گردد خراب                          ز باران و از تابش آفتاب

                                          پي افكندم از نظم كاخي بلند                     كه از باد و باران نبايد گزند

          “ فردوسي“

          با مشاهدة اين ويرانيها ، هرگز بر انديشه گذر نمي كند كه اين حياط وحش و لانة خزندگان و پرندگان ، روزگاري نشيمنگاه شاديها ، غمها و آرزوهاي دلهايي بوده است.

          اهالي دانسفهان به شش طايفه عمده تقسيم مي شوند. اين طوايف هر كدام به گروههاي كوچكتر به نام اويماق تقسيم شده است و با تقسيم دوباره به “ اوميه فور “ و “ ميميه فور“نام مي گيرند و واحد كوچكتر كه شامل خانواده و فاميلان درجه يك مي باشد به “ سو “ مرسوم است.

          اين شش طايفه عبارتند از:

          درزي رامندي ، قموشي رامندي ، فصيحي رامندي ، انصاري رامندي ، لامعي رامندي و يوسفي رامندي. طایفه ی درزی دارای چند زیرشاخه است که عبارتنداز ( رحیمی یا ریم. بالی.مهرعلی یا مورلی. سیزده سر .آشورممد و ...)

          نكته اي كه در اينجا بايد ذكر كرد اين است كه وجود پسوند رامندي در آخر نام خانوادگي كلية افراد طوايف مي باشد كه اين كلمه به سبب نسبت دادن به كوه رامند مي باشد.

          بعضي از فاميليها داراي معني خاصي مي باشد مانند درزي كه به معناي خياط و لامعي يعني روشنايي و نوراني و فصيحي يعني رسا سخن گفتن مي باشد و .

          نماي روستا قبل از سال 1341:

          وقتي به اين روستاي كوچك 2500 نفره مي گذريم بي درنگ نگاهمان به ديوارهاي كاه گلي و كوچه هاي تنگ و باريك و خانه هاي محقر مي افتد ، خانه هايي كه حكايت روزگاري كهن را در خود جاي داده اند ، كوچه هاي پست و بلندي كه با اندك برفي صعب العبور و با نمي باران ، در فصل خزان و بهار به باتلاقي تبديل مي شود.

          اتاقها به صورت دو طبقه و سقف تير پوش با خس و خاشاك ، جمعيت زيادي را در خود جاي داده اند و با هر بادي به لرزه در مي آيند و با حياطهاي گودي كه با چند پله گلي به سطح خيابان مي رسند ، با اينكه كوچك است و دهي بيش نيست 12 مسجد را در خود جاي داده و در فاصله هر چند خانه ، اتاقكي با قطعه حصير يا زيلويي به عنوان كف پوش ، حسينيه يا مسجد نام گرفته است. بزرگترين اين مساجد ، مسجد جامع است كه بالاي قنات “ لاو“ قرار گرفته است. ساختمانها از جاي پختن نان و آغل گاو و گوسفندان كه به صورت زيرزميني تشكيل شده و چاهي با شيار مستطيلي و حصاري كوتاه بدون هيچ شباهتي به عنوان توالت مورد استفاده قرار مي گيرد.

          در مركز روستا بقعه امامزاده اي به نام “ منور بنت موسي بن جعفر (ع)“ قرار دارد كه مردم سخت به ايشان پايبند مي باشند و سوگند ها به درگاهش دارند، نذرها مي كنند و براي دشمنانشان نفرين مي فرستند.

          حادثه 1341 به قدري وحشتناك بود كه حتي محمدرضاشاه هم براي بازديد از منطقه آمده و اشك تمساحي نيز بر كشته شدگان مي ريزد و مرحوم جهان پهلوان تختي از جمله كساني است كه در سطح شهر تهران به لحاظ محبوبيت خاصي كه در نزد مردم دارد كمكهاي مردمي را براي زلزله زدگان جمع آوري مي كند كه ياد او در اذهان مردم يادآور زمان زلزله است.

          تاًثيرات مهم زلزله:

    كشته شدن نيمي از سكنه 2500 نفره و مجروح شدن عدة كثيري از اهالي.

    تخريب صد در صد روستا و آواره شدن اهالي.

    تحمل مشكلات طاقت فرسا در طول مدت يكسال و چند ماه مخصوصاً زمستان 41 با شرايط بسيار نا مناسب.

    مهاجرت عدة زيادي از مردم و مفقود شدن بعضي از مصدومين منتقل شده به بيمارستانهاي تهران.

    از همه مهمتر : بعد از سكني شدن اهالي در خانه هاي جديد ، با عمل به شعار تفرقه بينداز و حكومت كن ، به علت جدا كردن طوايف از هم ، اتحاد مردم را از هم و از يكديگر از بين برده و باعث نزاعهاي طايفه اي شدند و همين امر باعث پيشرفت در سالهاي بعدي شد ، اين امر هم اكنون از جدا بودن مساجد و دسته جات سينه زني و عزاداري ، گورستان هاي جدا ، تيمهاي ورزشي و حتي نحوة نشستن دانش آموزان در مدارس به وضوح مشاهده مي شود.

          اين تقسيم بندي نا بجا و نا هنجار كه بزرگان دانسفهان انجام داده بودند باعث ايجاد فرهنگ غلط شد كه خوشبختانه با افزايش جمعيت و تحصيل نسل جديد و جوان مهاجرت پذيري ، اين فرهنگ غلط كم كم رنگ و بوي خود را از دست داد.

          كوه رامند:

          كه الوند خوش بي يا دماوند      ابي رامند كه چون مي نمايد

          اين كوه در حدود 7 كيلو متري جنوب دانسفهان قرار دارد كه ارتفاعي غالب بر 258۳ متر دارد. به خاطر داشتن چشمة آب سرد كه چند ثانيه نمي توان دستها را در آن نگاه داشت و سرسبزي دامنه و وجود روستاهاي كوچك و متعدد ، تفرجگاهي مناسب در موسم بهار و تابستان و در فصل خزان و زمستان به سبب وجود انواع پرندگان مانند : كبك ، غاز ، مرغابي وحشي ، تيهو و باقرقره و…و حيواناتي چون آهو ، قوچ ، بز كوهي و…صيادان و شكارچيان را به خود فرا مي خواند.

                                                                                                 نویسنده : مهدی فرخ زاد

                                                                                                      دانسفهان

                                                                                                                           ۰۹۱۲۳۸۲۸۵۷۰

     

     

    منطقه حفاظت شده دانسفهان

    این منطقه با مساحت بیست و هفت هزار هكتار در غرب شهرستان بویین زهرا در اراضی جنوب جاده بویین زهرا. همدان تحت مدیریت زیست محیطی قرار دارد . این منطقه جهت حفظ جمعیت پرندگان منطقه و احیای گونه های منقرض شده آن ، منطقه حفاظت شده اعلام شده است . در گذشته شكاربی رویه گونه های آهو ، قوچ ومیش در این منطقه سبب انقراض این جانوران در این  منطقه  شده است . جمعیت پرندگان این منطقه در اثر مدیریت زیست محیطی افزایش یافته است . معضل توسعه كشاورزی و دامداری مهم ترین مشكل برای ارتقاء این منطقه است .

    نویسنده: مهدی فرخ زاد

     

    توجه : کپی برداری ازمطالب فوق باذکر منبع ( نویسنده) و ذکر صلوات بلامانع است


    برچسب‌ها: تاریخچه دانسفهان, پیشینه دانسفهان قدمت دانسفهان نویسنده مهدی فرخ زاد
    [ سه شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۱ ] [ 12:47 ] [ مهدی فرخ زاد ]

    این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : دانسفهان ,      ,بوده ,مردم ,زلزله ,منطقه ,نویسنده مهدی ,هجری خورشیدی ,مردم دانسفهان ,قدمت دانسفهان ,میراث هزاره ,دانسفهان پیشینه دانسفهان ,هجری خورشیدی دانسفهان ,قدمت دانسفهان نویسنده ,دانسفهان میراث هزاره ,
    دانسفهان میراث هزاره ها-تات میراث هزاره ها قدمت دانسفهان تاریخ دانسفهان پیشینه دانسفهان فرهنگ دانسفه

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده